می‌خواهم حقیقت را بهتان بگویم.من شیفته‌ی تعریف و تمجید شنیدن‌ام.کیف می‌کنم وقتی یکی از آشنایان،بعد از مدتی،چه کوتاه چه طولانی،مرا می‌بیند و می‌گوید فلانی،چقدر تغییر کرده‌ای!چه پیشرفتی کردی و قص‌علی‌هذا.

اطمینان دارم که شما هم تا حدودی،از تحسین شدن لذت می‌برید.خب چه‌کسی هست که لذت نبرد؟

باری،با این مقدمه،می‌خواهم بروم سراغ موضوعی که از مدت‌ها پیش،ذهن مرا به‌خود مشغول کرده است.یعنی توسعه‌ی شخصی.

توسعه‌ی شخصی چیست؟

توسعه‌ی شخصی در معنای تحت‌اللفظی‌اش،یعنی بسط دادن ابعاد مختلف وجود خویشتن.تا این‌جای کار ساده به‌نظر می‌رسد.درست است؟

خب،در حقیقت،اصل موضوع نیز به همین سادگی‌ست.تنها گیرِ کار،بحث تداوم‌داشتن در بسط دادن ابعاد مختلف وجودمان است.

توسعه‌ی شخصی یعنی روزانه یک‌درصد بهتر شدن نسبت به روز قبل.یک درصد بهتر شدن نسبت به روز قبل،یعنی خواندن دو صفحه کتاب.یعنی نگاه کردن یک ویدیوی آموزشی جدید.

چندان سخت نیست.نه؟

اما همان‌طور که گفتم،این توسعه،نیاز به آدم سمج دارد.نیاز به کسی دارد که هر روز دلش بخواهد این پروسه را تکرار کند.که تداوم داشته باشد.نیاز به آدمی دارد که رویش سنگ‌پای قزوین باشد.وگرنه،این توسعه و پیشرفت اتفاق نخواهد افتاد.

می‌دانم.کسالت‌آور و خسته‌کننده به‌نظر می‌رسد.اما امان از آن روزی که مزه‌ی توسعه و پیشرفت شخصی‌ برود زیر زبان‌تان.دیگر مگر به دو صفحه و پنج صفحه و ده صفحه کتاب در روز راضی می‌شوید؟

می شوید هیولای کتاب‌خوار.می‌شوید شکارچیِ یادگیری.می‌شوید دشمن تنبلی و دوست تلاش و سخت‌کوشی.

چرا باید به‌دنبال توسعه‌ی شخصی باشیم؟

همان‌طور که قبل‌تر اشاره کردم،همه‌ی ما از تعریف و تمجید شنیدن لذت می‌بریم.اما تایید و تشویق شدن،به هیچ‌عنوان نمی‌تواند انگیزه‌بخش ما برای تلاش و استقامت مداوم در بسط دادن ابعاد وجودی‌مان باشد.

باید چراییِ مستحکم‌تری وجود داشته باشد که بتواند ما را ترغیب کند که در مسیر بهتر کردن خود بکوشیم.

تلاش در مسیر توسعه‌ی شخصی،به ما اجازه می‌دهد ژرفای وجودیِ خود را بکاویم.از لبه‌ی صخره‌ی روح خود،شیرجه بزنیم در ژرفناک‌ترین اقیانوس‌های وجود خویشتن.اجازه می‌دهد سفر کنیم در جاد‌ه‌ی شناخت خود حقیقی‌مان.

توسعه‌ی شخصی،ما را از مغاک تنبلی و ایستایی و مصرف‌کننده‌ی صرف بودن در جامعه بیرون می‌کشد و تبدیل به انسانی هدفمند،تلاشگر،خلاق و سازنده و به طور کلی،غزیز و مفید در جامعه می‌کند.آیا این هدف و غایتی درخشان نیست؟

همه‌ی ما در عمیق‌ترین بخش وحود خود،می‌خواهیم که برای دیگر انسان‌ها مفید باشیم.که بتوانیم کاری برای‌شان انجام دهیم و در اذهان باقی بمانیم.

قدم‌زدن در مسیر توسعه‌ی شخصی،ما را به چنین جایگاهی می‌رساند و باعث می‌شود توسط جامعه ستایش شویم.

تفاوت کسی که روی توسعه‌ی شخصی کار می‌کند با کسی که نمی‌کند چیست؟

خیلی ساده با دو مثال توضیحش می‌دهم:

کسی که روی توسعه‌ی شخصی کار می‌کند،انسانی با اعتمادبه‌نفس،پویا و فعال است که توسط جامعه ستایش می‌شود.برای دیگران مفید است و هرجا در توانش باشد از کمک به دیگران مضایقه نمی‌کند.کتاب می‌خواند و مطالعه می‌کند،با دوستان و خانواده‌اش مهربان است و قدرشان را می‌داند و آن‌ها هم قدر او را می‌دانند.

کسی که روی توسعه‌ی شخصی کار نمی‌کند،اکثر اوقاتش را جلوی تلویزیون و یا در اینستاگرام به اتلاف وقت می‌گذراند،منتظر آخر هفته است که برود دور دور و به طور کلی،کار مفیدی انجام نمی‌دهد و صرفا مصرف‌گراست.عالم و آدم را مقصر مشکلات و تنبلی‌هایش می‌داند و خودش را قربانیِ شرایط مختلف اقتصادی و اجتماعی تلقی می‌کند.

اگر سودای توسعه شخصی و بهتر شدن را داری،پیشنهاد می کنم مطلب زیر را مطالعه کنی:

پیرامایند؛مدرسه‌ی توسعه‌ی شخصی