مقالات زیادی را در وب فارسی و انگلیسی در زمینه‌ی یادگیری بهتر مطالعه کرده‌ام.

اما نکات هیچ‌کدام‌شان آن‌گونه‌ای که دلم می‌خواست برایم مفید نبود.

اکثرا از سی یا چهل نکته تشکیل شده بودند که مثلا باید منظم ورزش کنید،سیگار نکشید،مدیتیشن کنید و امثالهم.

خب این‌ها که برای مخاطب تکراری‌ست و ترغیبش نمی‌کند.

در نتیجه،تصمیم گرفتم که کمی ریشه‌ای‌تر به مسئله‌ی یادگیری و آموزش بپردازم.

خیر.ابدا بنای نوشتن تعدادی جمله و نکته‌ی بوتیکی ندارم که همه هم می‌دانند که کاربردی نیستند،یا این‌که مخاطب را به انجام دادن‌شان ترغیب نمی‌کنند.

ابتدا مثالی از یادگیری گیتار خودم می‌زنم و بعد به سراغ مبحث اصلی می‌روم که موضوع بهتر بیان شود.

صدها سال پیش که پسر کوچکی بودم،فکر می‌کنم دوازده سالی داشتم که سودای گیتارنوازی داشتم.

اصرار و اصرار و اصرار تا خانواده‌ام راضی شدند برایم یک گیتار ساده بخرند و کلاس ثبت‌نامم کنند.

اما آن دوران اهل مدامت به‌خرج دادن نبودم.برای یادگیری‌اش تلاش نکردم.صرفا ژست‌اش را دوست داشتم.

در نتیجه،چیز زیادی یاد نگرفتم و ساز را گذاشتم کنار.

اما چندسال بعد،علاقه‌ی وافری به سبک راک پیدا کردم و این بار خودم پیگیری کردم.

رفتم گیتارالکتریک خریدم و از همان روز اول حتی بدون استاد حرفه‌ای،پیش آرین رفیق قدیمی‌ام می‌رفتم که همکلاسی دبیرستان هم بودیم.او دوسالی بود که گیتارالکتریک می‌نواخت.

رفتم پیش او و با همان دانش کم و با آزمون و خطا آغاز کردم.

شروع کردم به امتحان کردن و تلاش کردن برای یادگیری‌اش تا وقتی که توانستم به خوبی آن را بنوازم.

با این مقدمه،برویم سراغ مبحث اصلی این مطلب:

مغز ما چگونه یاد می‌گیرد؟

یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایی که در این چند ساله خوانده‌ام،کتاب ذهن نامحدود نوشته‌ی خانم جو بولر بوده است.

در این کتاب،خانم جو بولر از دیدگاهی علمی و با پژوهش‌های فراوان تعدادی حقایق بنیادی در مورد عملکرد مغز بیان می‌کند که می‌خواهم تعدادی از یادداشت‌برداری‌های خودم از آن را با شما به اشتراک بگذارم.

ابتدا باید کلیت حرف‌های خانم بولر را برایتان بیان کنم تا بینشی نسبت به این نگرش پیدا کنید:

جو بولر در کتاب ذهن نامحدود می‌نویسد:

  • مغز ما ثابت نیست. مغز ما ماهیتی پیش‌رونده دارد. از بچگی به ما گفته‌اند تو استعداد ریاضی داری یا تو مغز موسیقی داری یا تو اصلا هیچ استعدادی نداری. امان از این دیدگاه غلط!
  • امروزه محققان دریافته‌اند که مغز ما، در هر سنی که باشیم، در حین اشتباه و یادگیری، مسیرهای نورونی و عصبی جدیدی می‌سازد که در نهایت منجر به یادگیری مهارتی جدید می‌شوند.یعنی می‌شود با وقت زیاد گذاشتن، تلاش و پشتکار، این مسیرهای عصبی را ایجاد کرد و هر مهارتی را فرا گرفت.

خب پس با این مقدمه،برویم سراغ بحث اصلی این مطلب.

یکی از مسائل مهمی که خانم بولر بیان می‌کند،این است که مغز ما از طریق اشتباه‌کردن و تقلا کردن برای حل یک مسئله رشد و توسعه می‌یابد و یاد می‌گیرد.به چه صورت؟

به این صورت که وقتی ما در حال کلنجار رفتن با مسئله‌ای هستیم،مغز ما شروع به ایجاد ارتباطات نورونی در بخش‌های مختلف خودش می‌کند.(که به این علم،نوروپلاستیسیته نیز می‌گویند)

بیاییم این ارتباطات را همچون پل‌های چوبی و بخش‌های مختلف مغز را کوه‌هایی در نظر بگیریم.

مغز شروع می‌کند به ساختن این پل‌های چوبی،و هرچقدر ما بیشتر و بیشتر برای حل یک مسئله تقلا کنیم و اشتباه کنیم،این ارتباطات قوی‌تر می‌شوند تا جایی که نغز این پل‌های چوبی را به پل‌های آهنی بدل می‌سازد.

این شگفت‌انگیز نیست؟و جالب اینجاست که کاملا اثبات‌شده هم هست این مسئله.

پس یادگیری از طریق اشتباه‌کردن و تلاش مستمر اتفاق می‌افتد.

آیا تا به حال برایتان پیش‌ آمده که مسئله‌ای را،بدون ترس از ظاهرش،خودتان را پرت کرده باشید درونش و با اشتباه کردن و تکرار،به آن مسئله فائق آمده باشید؟

باری،این همان نیروی ذهن است.

نیروی یادگیری با اشتباه کردن و تقلا و مداومت به خرج دادن.

یادگیری از دیگران

وقتی که ما این نگرش رشد ذهنی را در وجود خودمان نهادینه کنیم،این حق را به خودمان می‌دهیم که اشتباه کنیم.

این‌گونه،در طول زندگی آرامش خیلی بیشتری هم خواهیم داشت.دیگر ترسی از اشتباه‌کردن نداریم.چون می‌دانیم که در حال یادگیری هستیم.

همچنین،با نهادینه‌کردن این نگرش،ما به دیگران هم بهتر گوش می‌دهیم.

یادگیری از دیگران
یادگیری از دیگران

چون باور داریم که مغزهای ما انسان‌ها ثابت نیست.پس می‌توانیم بسیار بهتر از دیگران یاد بگیریم تا این‌که خود به تنهایی به یادگیری اهتمام ورزیم.

این مسئله،به‌ خودیِ خود،ارتباط ما را با دیگران نیز بهتر می‌کند.

چه کسی دوست ندارد که به دیگران چیزی یاد بدهد؟

پس ما وقتی بهتر یاد می‌گیریم که نگرش رشد ذهنی را در وجود خودمان نهادینه کنیم.

که باور کنیم ذهن ما ماهیتی ثابت و غیرقابل‌تغییر ندارد.

ذهن ما ماهیتی پویا و پیش‌رونده دارد و مدام در حال تغییر دادن خودش است و با یادگیری ما رشد می‌کند.

این‌گونه،به دنبال فرصت‌های هرچه‌بیشتر برای یادگیری می‌گردیم و به خودمان مجال اشتباه‌کردن می‌دهیم.

هرچقدر بیشتر در حین یادگیری اشتباه کنیم و مداومت به‌خرج دهیم،بهتر یاد خواهیم گرفت.

به‌گمانم بعد از مطالعه‌ی این پست،خواندن مطلب زیر نیز برای شما مفید واقع شود:

معرفی کتاب | ذهن نامحدود اثر جو بولر

تفاوت غبطه و حسادت | چگونه از غبطه خوردن به نفع خود بهره ببریم؟