گاهی دست به قلم می‌بری و هر آن‌چه باعث طوفان دردناکی در ذهنت شده را روی کاغذ پیاده می‌کنی و از آرامش بعد از طوفان لذت می‌بری. شاید هم گاهی دلنوشته‌ای می‌نویسی و با دوستانت در اینستاگرام به اشتراک می‌گذاری و کیف می‌کنی. اما نمی‌دانی چگونه روند نوشتن را حفظ کنی. دلت می‌خواهد بیشتر و بیشتر بنویسی. دلت می‌خواهد به عنوان یک نویسنده شناخته شوی. من هم با این مسائل دست و پنجه نرم کردم. اما چگونه نویسندگی را شروع کنیم؟

من هم مثل خودت بودم. می‌خواستم (و همچنان می‌خواهم) به عنوان نویسنده شناخته شوم. می‌خواستم با نوشتن زندگی‌ام را بسازم. در واقع علاقه‌ام به نویسندگی از سریال کمدی کالیفرنیکیشن شروع شد که شخصیت اصلی‌اش نویسنده‌ی قهار، حواس پرت و اغواگری است که درگیر دردسرهای خنده‌دار و گاه تراژیکی می‌شود. برای نویسنده شدن، اول باید ببینیم نویسنده کیست؟

نویسنده کیست؟

رضا بابایی، نویسنده‌ی بزرگ معاصر ایران، تعریف درخور توجهی از نویسنده دارد. او می‌گوید:

 

نویسنده آن کسی است که می‌نویسد.

به همین سادگی. اما در عمل، به این سادگی هم نیست. نویسندگی نیاز به پشتکار و ثبات قدم دارد. باید هر روز بنویسیم و درباره‌ی نوشتن مطالعه کنیم تا بتوانیم به استانداردهای لازم نویسنده‌ی ایده‌آل برسیم.

تمرین نویسندگی

نویسندگی نیاز به تمرین فراوان دارد. من در طول این مدتی که قلم زده‌ام با تمرین‌های متنوعی آشنا شده‌ام که بنا دارم اینجا راجع به آن‌ها بنویسم. تو هم اگر می‌خواهی بهتر و سلیس‌تر بنویسی، آن‌ها را انجام بده.

1. صفحات صبحگاهی

این مهم‌ترین تمرین نویسندگی است که باید هر روز صبح، بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب انجامش بدهی.

مبدع این تمرین ، خانم جولیا کامرون نویسنده‌ی کتاب راه هنرمند است که در همین کتاب با این تمرین آشنا شدم.

چگونه صفحات صبحگاهی را بنویسیم؟

  • قرار است ما در این تمرین، هر  روز صبح به محض بیدار شدن، سه صفحه در دفتر بنویسیم.
  • این تمرین حتما باید با قلم و در دفتر کاغذی نوشته شود. پس دفتری آماده کن و کنار تختخوابت بگذار تا به محض بیدار شدن، قلم را برداری و در آن بنویسی.
  • باید هر چیزی که در لحظه از ذهنت عبور می‌کند را بنویسی. هر چقدر هم می‌خواهد جفنگ و خزعبل باشد. هدف از این تمرین، کم کردن فاصله‌ی دست و ذهن و خالی کردن ذهن است.
  • این نوشته‌ها را به هیچکس، مطلقاٌ به هیچکس نباید نشان بدهی. حتی به خودت. به هیچ‌وجه سراغ صفحه‌های قبلی نرو و آن‌ها را نخوان. از هیچکس هم نظر نخواه. این‌ها فقط برای خالی کردن ذهن‌ات هستند.
  • نوشتن این صفحات باعث می‌شود ذهن ما آرام و منسجم شود و در طول روز تنش کمتری حس کنیم.

نوشتن صفحات صبحگاهی باعث می‌شود در نوشتن تداوم داشته باشیم و نوشتن را در وجود خود تبدیل به یک عادت کنیم.

نوشتن صفحات صبحگاهی باعث می‌شود راه ما به عنوان یک نویسنده، از بسیاری اشخاص دیگر که محض تفریح قلم به دست می‌گیرند جدا شود و خود را به عنوان یک نویسنده‌ی جدی بشناسیم. صبح بیدار شدن و نوشتن قبل از انجام هر کار دیگری، کار هر کسی نیست جز یک نویسنده.

2. هزارکلمه‌ها

تمرین صفحات صبحگاهی به محض بیدار شدن و با قلم در کاغذ انجام می‌شود. اما تمرین هزارکلمه برای نوشتن در کامپیوتر است. تمرین هزارکلمه و صفحات صبحگاهی باید هر روز انجام بشوند. در دنیای مدرن، نویسندگان با لپتاپ عجین شده‌اند و خوب است سرعت تایپ‌ات برای نوشتن متن‌های داستانی، غیرداستانی، شعر و انواع دیگر نوشته‌ها، بالا باشد.

چگونه تمرین هزارکلمه را انجام دهیم؟

یک فایل ورد در کامپیوترت بساز. مثلا من اسمش را گذاشته‌ام کتاب سال پوریاجامعی 1399 (زمستان). تو هم می‌توانی اسمش را به همین سبک بگذاری.

باید هر روز تاریخ بزنی و شروع کنی به نوشتن بدون فکر کردن. فقط و فقط بنویس و صبر نکن. آنقدر بنویس تا کلمه‌شمار ورد، عدد 1000 را نشان بدهد. نگران بد نوشتن یا غلط املایی و گرامری داشتن هم نباش. باید ببینی من چه غلط‌هایی دارم. هدف از این تمرین، درست مثل صفحات صبحگاهی، کم کردن فاصله‌ی ذهن و دست است. قرار است هر چه به ذهنت می‌رسد را بنویسی.

وقتی هزارکلمه را انجام می‌دهی، متوجه می‌شوی که صدایی در ذهنت، از تو می‌خواهد که موضوعات خاصی را ننویسی. در واقع می‌خواهد سانسورت کند. به این سانسورچی لعنتی توجه نکن. کار خودت را بکن و هر آنچه به ذهنت می‌رسد را بنویس.

3. خوشه‌سازی

با این تمرین مهم، اولین بار در کتاب نوشتن خلاق، اثر خانم گابریله ال.ریکو آشنا شدم. یکی از خلاقانه‌ترین و بهترین تمرین‌ها برای شروع نویسندگی، خوشه‌سازی است.

گابریله ال.ریکو در این کتاب با معرفی روش خوشه‌سازی، به توضیحاتی راجع به دو نیم‌کره‌ی ذهن و ارتباط آن‌ها با یکدیگر پرداخته است. او روش خوشه‌سازی را راهی موثر برای برقراری ارتباط بین این دو نیم‌کره برای بهتر نوشتن معرفی می‌کند.

چگونه تمرین خوشه‌سازی را انجام دهیم؟

  • یک برگه‌ی سفید را بردار و در مرکز آن یک کلمه بنویس. هر کلمه‌ای. مثلا من نویسندگی را انتخاب کردم.
  • از کلمه‌ی مرکز، رو به بیرون فلش بزن و هر کلمه‌ای که به ذهن‌ات می‌رسد را بنویس.
  • اصلا فکرت را متمرکز نکن. اجازه بده ذهن ناخودآگاه‌ات کنترل را به دست بگیرد.

دور هر کلمه‌ای که می‌نویسی یک دایره بکش.

هر کلمه یا عبارت جدید را با فلش به کلمۀ قبلی وصل کن و از کلمۀ آخر به بیرون ادامه بده تا وقتی که جریان تداعی‌های مربوط به اون زنجیر تمام شود.

بعد از تمام کردن یک زنجیره، زنجیرۀ ایده‌های بعدی را دوباره از هسته شروع کن.

به این فکر نکن که هر زنجیره به کجا می‌رود. بگذار تداعی‌های ذهنی‌ات جای خودشان را پیدا کنند.

فقط حدود ده دقیقه به خوشه‌سازی ادامه بده. زمانش نباید بیشتر بشود.

در همین حین، چراغی در ذهنت روشن می‌شود و متوجه می‌شوی که می‌خواهی راجع به چه چیزی بنویسی. همان لحظه از نوشتن دست بردار و شروع به نوشتن متن‌ات کن.

و در آخر: حدود ۱۰ دقیقه‌ درباره‌ی ایده‌ای که در با کشیدن این خوشه به ذهن‌ات رسیده بنویس.

خوشه سازی در نویسندگی
یک نمونه از خوشه سازی من

4. هذیان نویسی

این مورد یکی از تمرین‌های موردعلاقه‌ی خودم است. تمرینی که دیوار کلیشه‌‌ها و نوشته‌های خسته کننده را می‌شکند و فرو می‌ریزد. برای این تمرین، کافی است کمی به خودتان اجازه دهی که دیوانه باشی. این تمرین را می‌توانی در کامپیوتر با کیبورد، یا در دفتر و با قلم انجام دهی. هر طور که راحت‌تر هستی.

چگونه تمرین هذیان نویسی را انجام دهیم؟

خیلی ساده است. قضاوت‌گر و خودسانسورچی درونت را خاموش کن و فقط بنویس. اجازه بده با یک نمونه کاملاٌ مسئله را برایت جا بیندازم:

چشم‌های دستمال شروع به راه رفتن در چای نعلبکی بدون توجه به صدام حسین و 41 اسب خالدار کردند. پس چگونه است که می‌توان ارسطو را در آب نمک لرزاند؟ دفتر با پول رفتند کارگزاری بیمه و چراغ دکان را روشن کردند.

به این می‌گویند هذیان‌نویسی. هیچ سر و تهی ندارد و تصویرهایی که به ما نشان می‌دهد خنده‌دار و مضحک است. اما این تمرین، یک تمرین بسیار مهم و ارزشمند برای ریختن ترس از صفحه‌ی سفید است.آن را دست‌کم نگیر. همین الان امتحان کن. به وسایل اطرافت نگاهی بینداز و همان لحظه قلم را روی کاغذ بگذار و با آن‌ها جمله‌های بی‌معنی بساز.

5. آزادنویسی

آزادنویسی یعنی:

  • بنویسیم بدون این‌ که فکر کنیم.
  • بنویسیم بدون این که خط بزنیم و ویرایش کنیم.
  • بنویسیم بدون این که سانسور کنیم.
  • بنویسیم بدون این که مکث کنیم.

چگونه آزادنویسی کنیم؟

کافی است در فایل ورد یا در دفتر ( که برای آزادنویسی ترجیح من در دفتر است) بدون فکر کردن راجع به نوشته ها شروع به نوشتن کنیم. خانم ناتالی گلدبرگ، نویسنده‌ی آمریکایی،در کتاب “تا می‌توانی بنویس” اشاره می‌کند که چطوری می‌توانیم به خوبی آزادنویس کنیم:

  1. بگذارید دستتان در حرکت باشد.(مکث نکنید تا آنچه را نوشته‌اید بخوانید.با این توقف،می‌خواهید آنچه را می‌گویید کنترل کنید.)
  2. خط نزنید، چون ویرایش به حساب می‌آید.(حتی اگر چیزی نوشتید که به راستی مدنظرتان نبود،آن را به همان حال رها کنید.)
  3. نگران هجی کلمات و دستور زبان و خوش‌خطی و کج و معوج نوشتن نباشید.
  4. رها باشید و نخواهید نوشته‌تان را کنترل کنید.
  5. فکر نکنید و منطقی نباشید.
  6. روی نقطه‌ضعف خود انگشت بگذارید(اگر به هنگام نوشتن،مطلبی به نظرتان آمد که شما را می‌هراساند، در اعماق آن فرو روید،احتمالا نیروی زیادی در آن نهفته است.)