چند صباحی‌ست که با خود کلنجار می‌روم. می‌نشینم پای سیستم و زل می‌زنم به صفحه‌ی سفید و خالی از نوشته‌ی ورد.فرقی هم نمی‌کند ساعت 5 صبح باشد یا 12 شب.آرنج‌هایم را می‌گذارم دو طرف لپتاپ،سرم را سفت نگه می‌دارم و شقیقه‌‌هایم را فشار می‌دهم.گویی می‌خواهم…