مسئله بسیار ساده‌تر از آن است که فکرش را می کنیم.. اگر ما مطالعه‌ی منظم نداشته باشیم، توان و ابزار لازم برای نوشتن را نخواهیم داشت. به همین سادگی.

خواهران دوقلو

همیشه دوست دارم خواندن و نوشتن را به مثابه‌ی دو خواهر دوقلو و جدانشدنی ببینم. خواهرهایی که تمام کارهایشان را با یکدیگر انجام می‌دهند، و اگر تنها باشند از انجام فعالیت‌های خود باز می‌مانند.

سالیان زیادی را به مطالعه گذرانده‌ام.عطش مطالعه همواره همراه من بوده است. از همان دوران کودکی که با کتاب‌های رولد دال شروع به کتاب‌خوانی کردم. اگر درست به خاطر داشته باشم، با کتاب غول بزرگ مهربان از رولد دال هم شروع به کتاب خواندن کردم.

ظهرهای گرم و شرجی تابستان را به خاطر می‌آورم که در خیابان نادری اهواز به کتابفروشی رشد می‌رفتم و خنکای کولر و قفسه‌ی کتاب کودک و نوجوان، بهشت برین من بود. لابه‌لای کتاب‌های غلت می‌خوردم و جهان‌های جدیدی را می‌کاویدم.

مطالعه‌ی جسته و گریخته تا اوایل بیست و یک سالگی همراه من ماند، اما چیزی کم بود. احساس کمبود و عدم درک کافی از جهان اطرافم می‌کردم.

به کتب فلسفی روی آوردم. از شوپنهاور و کانت و اسپینوزا یاری جستم. اما چیزی کم بود. تا زمانی که پس از آشنایی با شاهین، استاد نازنینم، شروع به قلم‌فرسایی کردم.

آن‌وقت بود که با آزادنویسی‌های مکرر، مطالعاتم در اعماق دریای وجودم ته‌نشین شدند و شروع به درک بهتر جهان پیرامونم کردم.

در تبیین اهمیت مطالعه برای نوشتن می‌خواهم مثالی بزنم که مسئله شفاف‌تر شود. تصور کنیم نویسندگی یک تابلوی نقاشی است و مطالعه میخی برای نگه داشتنش روی دیوار. چگونه می‌توان بدون کوبیدن میخ به دیوار، تابلو را به دیوار آویخت؟ مسئله به همین سادگی است.

در آخر

مطالعه و نوشتن، این خواهران دوقلو، لازم و ملزوم یکدیگر هستند و نمی‌توانند تنهایی کاری پیش ببرند. حتی اگر نمی‌خواهیم به طور حرفه‌ای به نویسندگی بپردازیم، برای درک بهتر مطالعاتمان، بهترین راه آزادنویسی است. از آن بهتر، وبلاگ‌نویسی و به اشتراک گذاشتن آموخته‌های روزانه‌مان است.

پ.ن: چقدر دلم برای آن روزها که می‌رفتم کتابفروشی رشد تنگ شد. مخصوصا برای اولین دفعه‌ای که کتاب غول بزرگ مهربان را خواندم. به نظرم باید دوباره بخرمش و از دوباره بخوانم.

به‌گمانم بعد از مطالعه‌ی این پست،خواندن مطلب زیر نیز برای شما مفید واقع شود:

مهم ترین تکنیک نویسندگی | چگونه از حواس پنجگانه در نوشته استفاده کنیم؟

چرا باید از احساس تنهایی برای بهتر نوشتن بهره برد؟

نداشتن ایده برای نوشتن