ما انسان‌ها نیازهای اولیه‌ای داریم. مثل نیاز به خوراک، پوشاک، مسکن، غرائز جنسی و قس علی هذا. اگر نتوانیم این نیازها را به خوبی رفع کنیم، زیست‌مان به مشکلاتی اساسی برمی‌خورد. اما در پسِ این نیازها، مرحله‌ای وجود دارد به نام اندیشیدن، که اساس و بنیان جوامع مدرن است. امروز می‌خواهم در این مطلب به اهمیت کیفیت اندیشیدن و سنجش‌گرانه‌اندیشی، و تاثیر آن بر زیست ما بپردازم.

 سنجش‌گرانه‌اندیشی (تفکر نقادانه) چیست؟

در حال مطالعه‌ی مجموعه کتابی هستم به نام تفکر نقادانه، نوشته‌ی لیندا الدر و ریچارد پل، که مطلب امروز را از همین مجموعه استخراج کردم. در نخستین جلد از این مجموعه‌ی 4 جلدی به نام مفهوم‌ها و ابزارهای تفکر نقادانه که توسط نشر نو به چاپ رسیده، سنجش‌گرانه‌اندیشی چنین تعریف شده است:

سنجشگرانه‌اندیشی (تفکر نقادانه) هنرِ تحلیل و ارزش‌گذاریِ اندیشیدن با هدف ارتقا دادن آن است.

ساده‌تر بخواهم بگویم:

«اندیشیدن برای اندیشیدن، به منظور بهتر اندیشیدن.»

اما این بهتر اندیشیدن به چه درد ما می‌خورد؟

اهمیت سنجش‌گرانه‌اندیشی

به ضرس قاطع می‌توانم بگویم که همه‌ی ما انسان‌ها می‌اندیشیم. اندیشیدن در وجود ماست. اما این اندیشیدن‌ شبیه به طفل فضول و شیطانی است که اگر تربیت نشود و بر آن نظارت نکنیم، یاغی می‌شود و بلاهای زیادی بر سر ما می‌آورد.

اگر بر اندیشیدن‌مان نظارت نکنیم و به حال خودش رهایش کنیم، تبدیل می‌شود به اندیشیدنی متعصبانه، ناآگاهانه یا آلوده به قضاوت و پیش‌داوری. مشکلی که ایجاد می‌کند این است که این اندیشیدن به طور مستقیم بر کیفیت زندگی و تصمیم‌گیری‌های ما اثر می‌گذارد.

به‌طور کلی، سنجش‌گرانه‌اندیشی، نوعی اندیشیدن است که خودش را هدایت می‌کند، به خودش انضباط می‌بخشد، بر خودش نظارت می‌کند و خودش را تصحیح می‌کند. سنجش‌گرانه‌اندیشی ما را مجاب می‌کند که برای قضاوت درباره‌ی خوب یا بد بودن کارهای فکری سنجه‌ها (استانداردهای) دقیقی وضع کنیم و به دقت بر کاربرد آن سنجه‌ها نظارت کنیم.

سنجش‌گرانه‌اندیشی نیازمند به توانایی بالا در حل مسئله و داد و ستد فکری است. همچنین مستلزم این است که به خودمحوری و جامعه‌محوری( تاکید بر این که تمام دنیا حول محور ما و جامعه‌ی اطرافمان می‌چرخد) که به طور طبیعی در ما وجود دارد آگاه باشیم و خودمان را متعهد کنیم که بر این خودمحوری و جامعه‌محوری غلبه کنیم.

پس برای زندگی بهتر و با کیفیت بالاتر، نیاز داریم که بر نحوه‌ی اندیشیدن‌مان نظارت کنیم و آن را تربیت کنیم. تنها راه دستیابی به تعالی فکری، کوشش با برنامه و روش‌مند است.

شاید بعد از مطالعه‌ی این پست، خواندن مطلب زیر هم برای شما مفید باشد:

قدرت طرح سوال درست